همانطور که پیشتر گفته شد، شوراهای مستقل مردمی و جوانان مارکسیست در خلع ید سیاسی
از شاه و نه گفتن به رژیم شاهنشاهی نقش مهمی را ایفا کردند. اما
پس از انقلاب و با حمایتهای سیستم سرمایهداری جهانی، این سیستم در پی آن بود تا آلتیناتیوی را جایگزین شاه سابق کند که در ایران سیستم سرمایهداری قالب باقی بماند.
از آنجایی که تنها جنبشی که به این اند
ازه مرتجع، ضد آرمانهای برابریخواهی و آزادیخواهی مردم بود، جنبش اسلام سیاسی و مشخصا آن بخش
از جنبش که نماینده آن امثال خمینی بودند، میبود؛ این جنبش مورد حمایت گسترده قدرتهای مذکور قرار گرفت.
تلاشهای زیادی برای مردمی بودن حکومت متشکل از اعضای جنبش اسلام سیاسی صورت گرفت، اما از همان روزها و ماههای ابتدایی سازمانها، احزاب و مردم با قدرتگیری این بخش از جامعه مخالف بودند، یکی از مهمترین قسمتهای جامعه که
پس از
انقلاب هم هنوز پایگاه جنبش چپ و مشخصا مارکسیستها بود، دانشگاهها بودند. همانطور که شاه نتوانسته بود با زور ساواک (یکی از اصلیترین اهداف این سازمان مبارزه با کمونیزم بود)، شکنجه، اعدام و تبعید؛ دانشگاهها را از وجود
دانشجویان مارکسیست و مبارز خالی کند، نظام اسلامی هم در انجام این کار ناتوان بود. تا اینکه نهایتا دانشگاهها در سالهای 1359 تا 1363 طی سناریوای به نام "
انقلاب فرهنگی ایران " مورد حمله جریان اسلامی قرار گرفتند.
داستان از فروردین 1359 شروع شد، جایی که خمینی شرایط در دانشگاهها را غیر اسلامی و غیر
انقلابی ارزیابی میکرد و دستور صدور
انقلاب به دانشگاهها را داد و خواستار آن شد محیطی در دانشگاه بوجود بیاید تا " ... دانشگاه محیط سالمی شود برای تدریس علوم عالی اسلامی ... ". این دستور به این معنی بود که حکومت وقت خواهان بوجود آمدن دانشگاههایی در سطح کشور بود که از وجود هر نیروی مخالف جمهوری اسلامی خالی شوند. این یعنی آغاز اعلان جنگ حکومت علیه اپوزیسیونهایی که اسلحه در دست نگرفته بودند و تنها در حال یارگیریهای سیاسی و گسترش افکار مارکسیستی و آزادیخواهانه بودند.
انقلاب (به اصطلاح فرهنگی) با کشته شدن دهها نفر و زخمی شدن صدها نفر سرانجام انجام شد و سازمانها، احزاب و گروههای مستقل دانشجویی مجبور شدند تا دفاتر سیاسی خود در دانشگاه را تعطیل کنند. اما این به معنی پایان جریان آزادیخواهی و برابریطلبی و مبارزه علیه ارتجاع نبود، ارتجاعی که خود را حق میخواند و هرکس که غیر از آن بود را لایق مرگ، اعدام و شکنجه میدانست و وحشیانه مشغول
سرکوب انقلاب 57 بود.
با این حال
دانشجویان هرگز پا
پس نکشیدند و از فردای " انقلاب فرهنگی ایران " به مبارزه خود علیه سیستم حاکم ادامه دادند و تا به امروز کانون قدرتمند پیشبری این مبارزات هستند و همچنان دانشگاه جایی هست که اگر مسئولین بلندپایه حکومتی بخواهند در آن حضور یابند، سیستمهای
سرکوب درون دانشگاهی اجازه ورود
دانشجویان مستقل از دولت در آن جلسه را به آنها نمیدهد، دانشگاه جایی است که 16 آذرهای آن همچنان سرخ هستند و یادآور سالهای سخت جمهوری اسلامی و تلاشهای مذبوحانه این سیستم برای
سرکوب دانشجویان چپ و
رادیکال در اوایل دوران
سرکوب انقلاب 57 میباشد.

تجمع اعتراضی با خواست آزادی اسماعیل بخشی...
ما را در سایت تجمع اعتراضی با خواست آزادی اسماعیل بخشی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 90 تاريخ: پنجشنبه 2 اسفند 1397 ساعت: 1:31